فال قرآن.فیلتر شکن:www.me-drive.com
  
 نقد
 
آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
آرشیو
 
شنبه 20 آبان ماه سال 1385
تنا قضات قران

تضادهای موجود در قران بحدی متنوع و وسیع است که بلافاصله ذهن را شگفت زده خواهد کرد.ازاین جمله تضادها می توان فقط برای نمونه به موارد ذیل اشاره کرد:

1-آیات متشابه:

خالق و پروردگار شما بحقیقت خداست که طبق صلاح ونظام خلقت جهان را از آسمانها وزمین در 6 روز     آفرید.   (سوره یونس.آیه3)

پروردگار شما آن خدائی است که آسمانها و زمین را در 6 روز خلق کرد.   (سوره اعراف.آیه54)

اوست خدائی که اسمان و زمین رادر فاصله 6 روز آفرید.  (سوره هود.آیه7)

آن خدائیکه آسمانها و زمین و هر چه در بین آنهاست همه را در 6 روز بیافرید  (سوره فرقان.آیه 59)

1-متضاد آیات:

ای رسول مشرکان را بگو که شما به خدا که زمین را در 2روز آفرید  کافر می شوید و بر او مثل و ماند قرار می دهید؟او خدای جهانیان است و او زوی زمین کوه ها را برافراشت و انواع برکات و منابع بسیار در آنها قرار داد و قوت و ارزاق اهل زمین را در 4 روز مقرر فرمود و روزی طلبان را یکسان در کسب روزی خود گردانید و آنگاه به خلقت آسمانها توجه فرمود که آسمانها دودی بود. فرمود ای آسمان و زمین همه به سوی خدا با شوق و رغبت یا به جبر و کراهت بشتابید. آنها عرضه داشتند ما با کمال شوق و میل به سوی تو می شتابیم. .  آنگاه نظم هفت آسمان را در2 روز استوار گردانید و در هر آسمانی به نظم امرش وحی نمودو آسمان دنیا را به چراغ های روشن زیب و زیور دادیم  (سوره فصلت.آیه9-12)

که مجموع این روزها میشود:              8روز=2روز+4روز+2روز

نتیجه:همانطور که ملاحظه می کنید مشخص نیست تعداد روزهای خلقت 8 روز است یا 6 روز؟!

2-آیات متشابه:

کار دین باجبار نیست راه هدایت وضلالت بر همه کس روشن گردید.  (سوره بقره.آیه256)

وتوای رسول ما با آنانکه ایمان نمی آورند بگو که شما هر چه بتوانید بزشتکاری و معصیت خدا بپردازید ما هم بکار طاعت خود مشغول خواهیم بود.   (سوره هود.آیه121)

پس اگر باز روی از خدا بگردانند ای رسول ما بر تو تبلیغ رسالت واتمام حجتی بیش نیست. (سوره نحل.آیه82)

ما این کتاب رابه حق برای هدایت مردم بر تو نازل کردیم.پس هرکس که هدایت یافت به سود خود اوست وهر که گمراه شد به زیان خود به گمراهی افتاده است و تو وکیل آنها نیستی.  (سوره الزمر.آیه42)

2-متضاد آیات:

با هر که از اهل کتاب ایمان بخدا و روز قیامت نیاورده و انچه را خدا و رسولش حرام کرده حرام نمی دانند به دین حق نمی گروند قتال و کارزار کنید تا آنگاه با ذلت و تواضع باسلام جزیه دهند.  (سوره توبه.آیه29)

بکشیدآنهائی را که به دین خدا روی نمی آورند تا فتنه وفسا د از روی زمین برطرف شود. (سوره بقره.آیه193)

پس از آنکه ماههای حرام بسررسید آنگاه مشرکین را هر کجا یافتید بقتل برسانید وآنها را دستگیرو محاصره کنید واز هر سو در کمین آنها باشید چنانچه از شرک توبه کردند ونماز اسلام بپا داشتندوذکات دادند پس از آنها دست بدارید که خدا آمرزنده و مهربان است.  (سوره توبه.آیه5)

آنانرا بقتل برسانید هر کجا مشرکین را یافتید واز شهرهایشان آواره شان کنید چنانکه آنان شما را از وطن آ واره کردند.کارهای فتنه انگیز آ نان بدتراز کشتار است.  (سوره بقره.آیه191)

نتیجه:همانطور که ملا حظه می کنید مشخص نیست مسلما نا ن در مقابل کسانی که بدین اسلام ایمان نیاوردند(مشرک.کافر.اهل ذمه.زندیق.مجوس.ملحد) باید چه عکس العملی نشان دهند.باید با آنان جنگ و قتال کنند یا انها را بحال خود رها کنند؟

3-آیات متشابه:

کلام خدای تو از روی راستی و عدالت بحد کمال رسیدوهیچکس تبدیل و تغییر آن کلمات نتواند کرد او خدای شنوا وداناست.  (سوره انعام.آیه115)

انچه از کتاب خدا بر تو وحی شد بر خلق تلاوت کن که کلمات خدا را هیچکس تغییر نتوان داد.  (سوره کهف.آیه27)

انها را پیوسته از خدا بشارت است هم در حیات دنیا هم در اخرت بنعمتهای بهشت سخنان خدا را تغییر و تبدیلی نیست که این فیروزی بزرگ نصیب دوستان خداست.  (سوره یونس.آیه64)

3-متضاد آیات:

هر چه از آیات قران را فسخ کنیم یا حکم آنرا متروک سازیم بهتر از آن یا همانند ان بیاوریم آیا مردم نمیدانند که خداوند بر هر چیزی قادر است.  (سوره بقره.آیه106)

نتیجه:همانطور که ملاحظه می کنید خداوند در چند مورد تاکید کرده که سخنانش غیر قابل تغییر است ولی در موارد دیگر آنرا نقض نموده.

4-آیات متشابه:

ای بنی اسراییل یاد کنید از نعمتهائی که به شما عطا کردیم و شما را برعالمیان برتری دادیم. (سوره بقره.آیه47)

ما بنی اسراییل را کتاب و حکومت ونبوت عطاء کردیم و از هر روزی لذیذ و حلال نصیب آنها گرداندیم وآنان را بر اهل دوران فضیلت دادیم.  (سوره جاثیه.آیه16)

4-متضاد آیات:

اینان تورات را حمل میکنند مانند حماری(خری) که بار کتابها بر پشت کشد.  (سوره جمعه.آیه5)

حکایت انان (بنی اسراییل)  بمانند سگی است که اگر بدو حمله بری عو عو کند و اگر بحال خود گذاری باز هم عو عو کند.  (سوره اعراف.آیه176)

پس جزای چنین قومی (بنی اسراییل) چیست بجز ذلت وخواری در زندگی این جهان وسخت ترین عذاب در روز قیامت و خدا غافل از کردار شما نیست.  (سوره بقره.آیه85)

نتیجه:همانطور که ملاحظه می کنید در تعدادی از آیات خداوند بنی اسرائیل را بر عالمیان برتری داده و در آیات بسیاری مثل:(تبدیل تعدادی از یهودیان به بوزینه) آنها را مورد غضب قرار داده بعبارت دیگر آیات قبلی را نقض نموده.

5-آیات متشابه:

همانا شما ادمیان را بیافریدیم و انگاه که بدین صورت کامل آراستیم فرشتگان را به سجده آدم مامور کردیم جز شیطان که سجده نکرد.  (سوره اعراف.آیه11)

وچون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنند همه سجده کردند الا شیطان که به او تکبر ورزید و از کافران گردید.  (سوره بقره.آیه34)

5-متضاد آیات:

ایرسول یاد آن وقتی را که بفرشتگان فرمان دادیم بر آدم سجده کنند و آنها تمام سجده کردند بجز شیطان که از جنس جن بود. (سوره کهف.آیه50)

نتیجه:همانطور که ملاحظه می کنید خداوند در چند آیه شیطان را از فرشتگان معرفی می کند و در آیه ای دیگر شیطان را از جنس جن معرفی می کند.

6-آیات متشابه:

تا آنگاه که صور اسرافیل را بدمند.  (سوره مدثر.آیه8)

باز بیاد آر چون در صور یکبار بدمند.  (سوره حاقه.آیه13)

آنروزیکه در صور بدمند و فوج فوج بمحشر درآیند.  (سوره نباء.آیه18)

روزی که نفخ صور دمیده شود آن روز بدکاران با چشمانی خیره محشور خواهند شد.  (سوره طه.آیه102)

6-متضاد آیات:

جز یک صیحه نباشد که ناگاه تمام خلایق محشر به پیشگاه ما حاضر خواهند شد.  (سوره یس.آیه53)

آنگاه که غرش رعد بصدائی بلند بگوش همه خلق برسد.  (سوره عبس.آیه33)

نتیجه:همانطور که ملاحظه می کنید منادی قیامت در بعضی آیات صور اسرافیل ودر بعضی دیگرصدای صیحه ودر جای دیگر غرش رعد معرفی می کند.

7-آیات متشابه:

همانا انسان را از گل و لای سالخورده تغییر یافته بیافریدیم.  (سوره حجر.آیه26)

انسان را از صلصال خشک گلی مانند گل کوزه گران آفرید.  (سوره رحمن.آیه14)

7-متضاد آیات:

او خدائیست که از آب بشر را آفرید و بین آنها خویشی و ازدواج قرار داد.  (سوره فرقان.آیه54)

آن خدائی که انسان را از خون بسته آفرید.  (سوره علق.آیه2)

نتیجه:همانطور که ملاحظه می کنید در مورد خلقت انسان هم چند آیه مختلف آمده مشخص نیست انسان از کدام یک( گل و لای یا آب یا خون بسته) خلق شده است. 

8-آیات متشابه:

ما هیچ رسولی  میان هیچ قومی نفرستادیم مگر احکام الهی را بزبان همان قوم برایشان بیان کند.  (سوره ابراهیم.آیه4)

ما چنین قران فصیح عربی را نه تو وحی کردیم تا مردم شهر مکه را وهر که در اطراف اوست از روز قیامت بتر سانی. (سوره شوری.آیه7)

برای هر امتی رسولی است پس هر گاه رسول آنها آمد بین آنها به عدالت حکم خواهد کردو به کسی ستمی نمی شود.  (سوره یونس.آیه47)

8-متضاد آیات:

به خلق بگو که من بدون استثنا بر همه شما جنس بشر رسول خدایم آن خدائی که آسمان و زمین ملک اوست.    (سوره اعراف.آیه158)

نتیجه:ملاحظه می کنید مشخص نیست محمد پیامبری جهانی است و یا فقط برای راهنمائی امت عرب امده است.

9-آیات متشابه:

پس قسم به خدای مشرق و مغرب که ما قادریم  (سوره معارج.آیه40)

خدای مشرق و مغرب که خدائی جز او وجود ندارد پس او را برای خود وکیل و نگهبان انتخاب کن   (سوره مزمل.آیه9)

9-متضاد آیات:

پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب  (سوره الرحمن.آیه17)

خدای آسمان و زمین و آنچه بین آنهاست و خدای شرق ها  (سوره صافات.آیه5)

نتیجه:ملاحظه می کنید مشخص نیست دنیا دارای چند مشرق وچند مغرب است.برخی از علما نتیجه گیری کردند که منظور از دو مشرق و دو مغرب اشاره به کروی بودن زمین است!ولی هنوز توجیه ای برای خدای شرق ها پیدا نکردند.

10-آیات متشابه:

خدا به آنچه در دلهای شماست از خود شما دانا تراست اگر همانا در دل اندیشه خوب دارید.خدا هر که را با نیت پاک بدرگاه او تضرع و توبه کند البته خواهد بخشید.  (سوره بنی اسرائیل.آیه25)

آیا مومنان ندانستند که خدا توبه کنندگان را می پذیرد و خدا صدقه آنها را قبول می فرماید و البته خدا بسیار توبه پذیر و مهربانست.  (سوره توبه.آیه104)

10-آیات متضاد:

و قبول نخواهد شد توبه آنهائی که در تمام عمر مشغول ارتکاب اعمال زشت بوده و در لحظه مرگ در صدد توبه بر می آیند. چنانچه هر کس بحال کفر بمیرد نیز توبه اش پذیرفته نخواهد شد.  (سوره نساء.آیه18)

نتیجه:ملاحظه می کنید مشخص نیست کسانی که با نیت پاک در لحظه مرگ توبه کنند پذیرفته خواهد شد یا خیر؟

11-آیه:

وعرش با عظمت او بر آب قرار یافت تا شما را بیازماید.  (سوره هود.آیه7)

11-متضاد آیه:

وعرش با عظمت الهی بر دوش فرشتگان است .   (سوره مومن.آیه7)

نتیجه:ملاحظه می کنید در آیه ای گفته شده که عرش خدا بروی آب است ودر جای دیگر بر دوش فرشتگان.

12-آیه:

بسیاری از اهل کتاب آرزو ومیل دارند که از ایمان شما را بکفر برگردانند بسبب رشک وحسدی که بر ایمان شما برند پس اگر از آنها به شما ستمی رسید عفو کنید ودرگذرید.  (سوره بقره.آیه109)

12-متضاد آیه:

آرزو می کنند که شما مسلمین نیز مانند آنها کافر شوید تا همه برابر و مساوی در کفر باشید پس آنانرا تا در راه خدا هجرت نکنند دوست نگیریدو اگر مخالفت کردند آنها را هر کجا یافتید گرفته و بقتل رسانید.                     (سوره نسا.آیه89)

نتیجه:هما نطور که ملاحظه می کنید طبق آیات قران مشخص نشده با کافرانی که به ما حسادت می کنند باید چه رفتاری داشته باشیم.


 
پنجشنبه 20 مهر ماه سال 1385
مقالات دوستان

به قلم دوست عزیز "رامتین"

این مطالب دلیل رد خدا( نور،منبع انرژی، خالق یا هر چیز دیگه نیست) این مطالب اشکالات منطقی موجود درفکر ماست.خوب چون بینندگان این وبلاگ  خیلی شکاک تشریف دارند، حتمااز خودشان می پرسند رد اسلام.مسحیت.یهودیت.(بطور کلی ادیان سامی)چه ربطی به خدا یا همون منبع انرزی دارد.جواب سوال در سوالی که من از آنها میکنم مستتراست ،که از کجا فهمیدیم این جهان صاحبی دارد که مثل من و شما خوشحال میشود، عصبانی می شود، نفرین می کند، سیاهچال های اتشین دارد وخلاصه کاری ندارد بجز اینکه مواظب رفتار زشت ما باشد! جواب را من خودم بجای شما میدهم.از اموزش همین ادیان وکسانی که خودرارسولش معرفی کردند.پس اگر در این ادیان تناقضات منطقی پیدا کنیم می توانیم خدائی را که انان بما معرفی کردند (که در طول سالیان در ذهن ما رسوخ کرده) را زیر سوال ببریم.

 بقول مارکس" مذهب روح جهان بی روح است" در یک تحقیق روانشناسی در مورد افرادی که خدا را قبول دارند نتیجه گیری شد که همه انها دچار بیماری"انتوپوفرمیزم" هستند، یعنی: نسبت دادن صفات انسانی به خدا. یک شعر هم از شبستری هست که میگه:"مسلمان گر بدانی که بت چیست     یقین کردی که دین در بت پرستی است"این شعر رو نوشتم که بگویم خدایان مدرنی که امروز ساختیم مثل منبع انرزی،تصوف....که خیلی هم زیادند وهرکس به فراخور حال خود از ان بهره میگیرد.همان تفکری را دنبال میکنند که اجداد نامبردار ما در هزاران سال پیش ،خورشید و کوه و...موجوداتی از این دست را می پرستیدند.

 مجموعه تناقضات، یا بقولی ضدو نقیض گوئی ها در اسلام و خصوصا کتاب قران به حدی وسیع و متنوع است که بلافاصله ذهن شگفت زده را با یک سئوال اصولی درگیر می کند: "پس چه عواملی سبب شده که خیل عظیمی از انسان های جهان درگیر چنین ائینی شوند؟(اثبات مغلطه معروف محبوبیت یک عقیده)"

گذشته از "انتقال ارثی مذهب، تبلیغات عظیم دکانداران دین(مثلا اگه اخبار صبحگاهی تلویزیون را نگاه کنید در تیتر اخبار مطلبی می بینید بدین مظمون:دعای روز شنبه. یک شنبه...) و کمبود دانش و هراس انسان در قبال نادانسته ها و بطبع جستن علت ها در ماورا الطبیعه"،(به قول خودم اوهام.که فلانی من را نفرین کرده) دلیل اصلی نبریدن مسلمانان از پندارهای خود عدم اطلاع کافی در مورد دین اسلام است.

 در جهان ما، به غیر از نقدهای کلاسیک در مورد مذاهب، از عصر فروغ اروپا بدین سو پژوهشگران بسیاری در زمینه نقد ادیان" سامی" از جمله یهودیت، مسیحیت و اسلام، تحقیقات دامنه داری را انجام داده اند که ثمره ان انتشار صدها کتاب و رساله و مقاله با ارزش روشنگرانه در جهان غرب است. نتیجه کنگاش این محققان، گذشته از زمینه ها و دیدگاه های متفاوت نقد تاریخی، در یک اصل مشترک است و ان کپی برداری و اقتباس های ادیان از دیگر ادیان ماقبل خود است. کپی برداریها عمیقا برای بنا کردن یک دین ـ چون اسلام ـ لزوم داشتند زیرا دین جدید نه تنها می توانست از نفوذ عقاید نشر یافته در گذشته بهره گرفته ان را به اسم خود ثبت کند، بلکه از ان سوی مزید بر علت، در سدد بودن ثبوت یگانگی خدای جدید با خدایان قدیمی بود.

 اما این کپی برداریها با ملحقات جدید عاری از تضاد نمی توانست باشد زیرا:

۱ـ ادیان قبلی نیز در خود مملو از تضادهای بی پاسخ بودند که از ان ادیان مستقیما به دین جدید راه می یافت.(تولدی دیگر)(شجاع الدین شفا)

۲ـ عدم اگاهی و شناخت دقیق از دین مورد نقل بعلت فقدان امکانات کافی ثبت مطالب در گذشته های دور بود، زیرا انان تحقیقا فقط به متون اساطیری تمدن های ما قبل خود دسترسی داشتند و نیز قسمتی از اطلاعات خود را در سفرها و از طریق انتقال شفاهی می اموختند. عصبیت و عجله در جاانداختن دین مزبور بمنظور ندادن فرصت عکس العمل ـ و تفکر ـ به مردم و تغییرات ماهیتی اثر گرفته از شرایط امروز و دیروز متولیان دین نیز خود سبب حالتهای گوناگون تبلیغ دین و بطبع ضدو نقیض گویی می شدند؛ که نمونه برجسته ان طریق دعوت محمد در مکه بزمان اغاز، و بعد در مدینه پس از قدرت گیری نسبی بود که تغییراتی اساسی را در دیدگاه و عملکرد محمد و یارانش به نمایش می گذارد.که دراین وبلاگ توضیح کافی داده شده است. اما با وجود کلیه این تضادهای شگفت اور می بینیم که در جهان اسلام تحول عمیقی در مقوله گسست استبداد سپاه مذهبی ـو تجدد ـ صورت نگرفته است.

 بعضی از علل را برشمردم و اما ـ به تکرار ـ برجسته ترین علت این موج عقب ماندگی، عجین شدن فرهنگ مبدع با تحجر دینی و تفکر نکردن ملل و نداشتن شناخت کافی از ساختار و ماهیت دین اسلام است (مثلا کمتر کسی را دیدم که قران را بزبان فارسی مطالعه کند) که سبب را تحقیقا می توان فضای بسته اجتماعی ـ سیاسی کشور های مسلمان و حمایت برخی قدرت ها از جهل دانست و یا اینکه اساسا مشکل جامعه ما درستی یا نادرستی اسلام نیست، چون افراد مثل شما برای خودشان دین و خدائی خصوصی اختراع کردند. پس با روشنفکران و پژوهشگران است که در این راه خطیر همتی کنند و با تحقیق و تفحص در ریشه ها و نشر و ترجمه اثار پپشگامان روشنگری بکوشند تاقفل هزاران ساله جهل و خرافات شکسته شود.

به قلم دوست عزیز "ست"

درود

نکته اولی که می توان در ابتدا و به عنوان مقدمه اصلی نگاشت این است که هیچ کس، و تاکید می کنم، هیچ کس نتوانسته است وجود آفریننده را، تحت هر نامی که هست، اثبات و یا رد قطعی کند. هر دلیلی که برای اثبات او آمده است، با دلایل دیگر رد شده است، و در رد هر کدام از رد ها دلایل دیگری آمده است. موجودیت آفریننده به طور کلی آن قدر دور از دسترس و آن قدر دور از ذهن بشر است، که هیچ گاه نمی توان نظر قطعی راجع به آن داد. اما چیزی که هست این است که آفریننده، اگر هم باشد، نباید با استاندارد هایی که مذاهب می گویند همخوانی داشته باشد. چرا که چهره معرفی شده از این آفریننده در طی زمان، همیشه با شرایط و موقعیت اجتماعی آن دوره از معرفی آفریننده همخوانی داشته است. جامعه ای که در آن توحش غوغا می کرده است، خدایی با چهره ای مهربان و منطقی و دور از توحش دارد. جامعه ای که مهربانی و بخشش نکات اصلی آن بوده است، خدایی دارد که جرم را پاسخی محکم می دهد. و به همین ترتیب جوامع خدایان مختلفی داشته اند. اگر این خدا، خدایی واحد بوده است، و اگر دستورات ادیان همیشه از جانب یک خدا می آمده اند، نباید انتظار داشت که دستورات وی در طی زمان تغییر کنند.( و گاهی اوقات پسرفت!!. در دین مسیحیت مرد مالک زن نیست، اما در دین اسلام چنین است). بنابراین چند نتیجه گیری منطقی به نظر می رسد:

1-     یا خدا واحد نیست

2-     یا عالم مطلق نیست، چرا که اگر علم او کامل بود، دستوراتی که می داد به تدریج تکامل پیدا می کردند، نه این که تغییر کنند.

3-     خدا پیامبران خود را همانطور که در قران نگاشته شده است برای قوم های خاصی فرستاده است.( و برای هر قوم پیامبری از میانشان گماشتیم)

4-     خدا وجود ندارد و آنچه گفته شده تنها ساخته  و پرداخته چهره های هوشمند و قابل اطمینان جوامع، برای ایجاد تغییرات یا کسب قدرت بوده است.

 

حال نتیجه گیری ها را مرور می کنیم:

 

اگر خدا واحد نیست، سر در گم بودن بشر کاملا منطقی است، چرا که معلوم نیست کدام یک از خدایان بهترین هستند، و معلوم نیست که در جهان آخرت ما به ملاک کدامین خدا مورد محاسبه قرار می گیریم، و همچنین معلوم نیست که اگر به راه هیچ کدام از خدایان عمل نکنیم، کدامین خدا ما را محاسبه خواهد کرد. اگر دین مادر زادی باشد، می توان گفت که باید به خدای پدر و مادرمان عمل کنیم، اما این چیزی است که در صحبت ادیان درست نیست، چرا که آنان انسان را به انتخاب بهترین دین راهنمایی می کنند.

 

اگر خدا واحد است، اما عالم مطلق نیست، شایسته پرستش نیست و تنها احمق ها از او پیروی می کنند. خدایی که خود نمی داند چه می گوید هیچ گاه ارزش پرستش ندارد.

 

اگر پیامبران از میان هر قوم برای همان قوم آمده اند، پس دین اسلام و مسیحیت و یهودیت و ادیان دیگر مخصوص ایرانیان نیستند. دینی که به واسطه اسناد تاریخی در ایران حضور داشته است دین زرتشتی می باشد که باز هم بنا بر اسناد تاریخی تحریف شده و دیگر دینی نیست که بتوان به دستورات آن اطمینان داشت.(در برخی گروه های زرتشتی دین به آنان اجازه داده است که با خواهر خود نیز ازدواج کنند، در حالی که منطق ما و علم ما چنین چیزی را نمی پذیرد)

 

و اگر خدا وجود نداشته باشد، تکلیف بشریت و سوال شما روشن خواهد شد.

 

 

اما آنچه برخی جامعه شناسان و انسان شناسان از سیر تکاملی انسان می گویند چنین است:

انسان امروزی با انسانی که پیش از این وجود داشت تفاوت های بسیاری دارد. تا چندین سال پیش ، اجداد انسان را نئاندرتال ها می دانستند، اما امروزه معلوم شده که نئاندرتال ها اجداد میمون های آفریقایی امروز هستند، و هوموساپینس ها هستند که اجداد بشر امروزی را تشکیل می دهند، و طبق تخمین های دانشمندان، میمون های آفریقایی امروز، تا چهار صد سال دیگر توانایی ابزارسازی اولیه را خواهند آموخت.

اما هوموساپینس ها در ابتدا در غار زندگی می کردند. آنان برای بقای خود ریشه گیاهان را جمع آوری می کردند، و گاهی به شکار می رفتند، اما همیشه با خطراتی از جانب طبیعت و دایناسورها روبرو بودند. همیشه این سوال در ذهن آنان نقش می بست که: چرا ما در برابر آنان ضعیف هستیم؟

پس از تکامل چندین ساله، بشر آموخت که می تواند از غار بیرون بیاید، و به کوچ و مهاجرت روی آورد، تا منابع غذایی متعددی داشته باشد. اما هنوز هم خطرات او را تهدید می کردند، و دوباره این سوال در ذهن او نقش می بست که: چرا ما ضعیف هستیم؟

در ادامه تکامل، بشر به کشاورزی روی آورد، و از خطرات دایناسور ها دور شد. چرا که در زمان توسعه کشاورزی دایناسورها دیگر منقرض شده بودند.اما باز هم قحطی، سیل، رعد و برق، طوفان، بیماری ها و غیره بشر را تهدید می کردند، و دوباره این سوال برای بشر پیش آمد که چرا ما ضعیف هستیم و چرا نمی توانیم جلوی این مشکلات را بگیریم؟

بشر به خانه سازی روی آورد، اما زلزله خانه او را ویران کرد، بشر به کشاورزی روی آورد اما طوفان محصول او را نابود کرد، بشر به هر کار که پرداخت، چیزی آن را نابود کرد، اما بشر به ادامه احتیاج داشت. بشر می بایست به پیش رود و تکامل یابد، و هرچه بیشتر جلو می رفت، می توانست بیشتر جلوی مشکلات ایستادگی کند. اما چیزی که همیشه در ذهن او بود این سوال بود که: چرا این مشکلات وجود دارند؟ چرا من در برابر این مشکلات ضعیف هستم؟

این سوالات در ذهن بشر بزرگ تر و بزرگ تر می شدند، و جامعه بشری را به سوی یک نقطه اوج هدایت می کردند، نقطه ای که بشر باید برای آن راه حلی پیدا می کرد، و نقش ریش سفیدان قبیله این بود که به این سوالات پاسخ دهند. در هر دوره، پاسخ های متفاوتی برای این سوالات پیدا شد:

به دلیل این که در آسمان گاوی هست که زمانی که راه می رود زمین می لرزد.

به دلیل این که زمین بر پشت لاک پشتی است که وقتی عطسه می کند همه چیز به هم می ریزد.

به دلیل این که خورشید شب ها مخفی می شود و در پشت کوه به خواب می رود، بنابراین شب به انتقام از خورشید محصول ما را نابود می کند.

به دلیل این که روز ها ستاره ها نیستند و ستاره ها هستند که از محصولات ما مراقبت می کنند، بنابراین وقتی ستاره ها نیستند، محصولات ما نابود می شوند.

و بسیاری پاسخ های دیگر...

 

اما هرچه بشر به جلو می رفت، زندگی او پیچیده تر می شد، سوالات او پیچیده تر می شدند، و پاسخ ها نیز ناچارا پیچیده تر می شدند. هرچه علم بشر کامل تر می شد، در می یافت که این پاسخ ها دیگر قانع کننده نیستند. نمی توان این ضعف را دلیل خورشید دانست.بنابراین، دست به بزرگ ترین اختراع خود زد:

انسان موجودی خیالی ساخت تا تمامی ضعف های خود را نتیجه آن بداند.تمامی مشکلات خود را به پای او اندازد، و تمامی پاسخ های زیردستان خود را با او بیان کند.در ابتدا، برای هر سوال، خدایی جدید وجود داشت.خدای باران، خدای شب، خدای روز، خدای عشق، خدای جنگ، و خدایان دیگر و دیگر...

اما این خدایان به تناقض های رسیدند. آنها باعث ایجاد جنگ های قومی و قبیله ای شدند، و این خدایان دیگر نیازهای بشر را پاسخگو نبودند. بنابراین خدای واحد درست شد.( که به احتمال زیاد اختراع یکی از فراعنه مصری و مادر او بوده است، که به نام آمون شناخته می شده است. البته خدای واحد با نام الله را کس دیگری ساخته است. تا آنجا که تاریخ نشان می دهد، احتمالا موسی).

اما باز هم تضادهایی در بشر وجود داشت. افراد قبیله به نزد ریش سفید می رفتند و از او می خواستند تا راهی نشان آنها دهد که از این ضعف ها خلاص شوند. این بزرگ ترین حماقت و بزرگ ترین اشتباه آنان بود. خدایان از طریق ریش سفید ها شروع به ایجاد قوانین کردند...

 

با نگاهی به جوامع پیشین می توان دید که ریش سفید هر جا نیاز به ایجاد تغییر در جامعه خود داشته است، دست به ایجاد قانونی با نام خدای خود می زده است. زمانی که در عربستان زنان دفن می شدند، و زندگی در دستان ثروتمندان می چرخید، محمد دست به ایجاد قوانینی زد که این کار ها را از جانب خدا حرام می دانست.در زمانی که یهودیان قوانین سختی برای مجازات و اعدام و سنگسار داشتند، عیسی دست به ایجاد یک خدای مهربان بخشنده زد. در زمانی که جامعه نیازمند این بود که مردم با هم جنگ نکنند، خدا دستور می داد که در این ماه جنگ بد است. و زمانی که ریش سفید عاشق خواهر خود می شد، خدا این اجازه را می داد.

خدایان دست به ایجاد تابو و توتم زدند. و در نتیجه، جوامع بشری تمامی ضعف ها و ناکامی های خود را از آن خدا دانستند...

 

کوتاه سخن این که بشر تنها به این دلیل شروع به ساختن خدا کرد که بتواند احساس ضعف و ناکامی را در خود از بین ببرد، و آنجا که نمی تواند کاری از پیش ببرد، آن را از جانب خدای خود بداند.

اگر توجه کنیم، زلزله در ابتدا عذاب خدا دانسته می شده است، اما با پیشرفت علم دیگر چنین نیست. و همین طور در مورد شهاب سنگ ها و طوفان ها و صاعقه ها و ...

هر چه علم بشر پیشرفت بیشتری کند، مفهوم خدا برای او کوچک تر و کوچک تر می گردد، چرا که در می یابد که هرچه بخواهد درون خویش خواهد یافت و نیازی به موجودات فرا زمینی برای انجام آنچه می خواهد نخواهد داشت...

 

 

امیدوارم توضیحات برای شما کافی بوده باشد. می توانید آنچه می خواهید بر این مقاله اضافه کنید. اگر سوالی داشتید می توانید برای من به همین آدرس میل کنید.

 

ما

دوباره در آسمان های شبانه

خواهیم راند

 ست

alcorana@yahoo.com


 
پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
برده داری در اسلام

آیا برده داری ( خرید و فروش انسان ) در اسلام مشروع است ؟

بله . برای اثبات این امر می توان به دلایل ذیل استناد نمود :

1- خدا رزق و روزی بعضی از شما را بر بعضی دیگر فزونی داده است و آنکه رزق و روزی او بیشتر شده است، زیادی به زیردستان و غلامان ندهد تا با او مساوی شوند. (سوره نحل . آیه71)

2- بنده و برده ای که قادر به هیچ کاری نیست با مرد آزاد که خدا به او رزق نیکو عطا کرده هرگز برابر نیستند. (سوره نحل . آیه 75)

3- دو کس هستند که نمازشان از سرشان بالاتر نمی رود ، اول : برده ای که از نزد ارباب خود فرار کرده باشد مگر آنکه پیش آقایش باز گردد... (حضرت محمد) ( نهج الفصاحه . صفحه 11 )

4- سه کس هستند که از آنها سخن مگو : مردی که از جماعت دوری گرفته و از پیشوای خود نافرمانی کرده و کنیز یا بنده ای که از ارباب خود گریخته و در حال فرار ، مرده باشد و ... (حضرت محمد) ( نهج الفصاحه . صفحه 229 )

 

چرا "الله" حتی یک آیه در نفی برده داری ( خرید و فروش انسان ) بر حضرت محمد نفرستاد ؟ در حالیکه برای تعیین نوبت هم خوابگی" حضرت محمد" با " زنانش" آیه می فرستاد !!

چرا نوشیدن مشروبات الکلی (شرب خمر ) در اسلام" حرام " است ولی برده داری در اسلام "حرام" شناخته نشده ؟ ضرر ک